همه اشتباهاتي كه نميگذارد پولدار شويد!
بگذاريد خيالتان را راحت كنيم، هرچقدر كتابهاي مثبتانديشي و جملات و عبارات تاكيدي مثبت در مورد توانگر شدن را به كار ببريد، باز هم نميتوانيد به نتيجهاي كه دلتان ميخواهد برسيد. تصور ميكنيد ميليونر شدن به همين راحتي است؟ يك جمله را هزار بار تكرار كنيد و بعد دست روي دست بگذاريد تا غول چراغ جادو برايتان تندوتند پول بفرستد؟ مثبتانديشي و تكرار عبارات تاكيدي ميتواند تاثير داشته باشد البته اگر ياد بگيريد اين كارهايي كه ميگوييم را حتما انجام دهيد، پس معطل نكنيد.

طراح باش
قبل از ساخته شدن يك هواپيما، مهندسان و كارشناسان زيادي براي توليد آن دستبهدست هم ميدهند تا «جزبهجز» آن را به يك هواپيماي غول پيكر تبديل كنند؛ كارهاي دنيا هم با طراحي امكانپذير است. فكر كنيد ميخواهيد يك ماشين داشته باشيد. بايد براي داشتنش آن را طراحي كنيد مثلا بدنه، موتور، اجزاي داخلي و لاستيكها و... بدون طراحي اوليه ساخت اين ماشين امكانپذير نيست. اشتباه اول ما اين است كه براي رسيدن به ثروت هيچ طرحي نداريم و بدون هيچگونه طراحي فقط ميخواهيم پولدار شويم. تا چه زماني ميخواهيد تنها در رختخواب خود به روياي پولدار شدن فكر كنيد و بعد تازه انتظار داريد كه ثروت به شما رو كند! از همين الان دست به كار شويد و قدم اول را برداريد، به طرحي خوب فكر كنيد و عملياش كنيد! درصورت شكست طرح بعدي را اجرا كنيد؛ اگر نخستين طرح انتخابي شما با موفقيت همراه نبود جاي آن را به طرح بعدي بدهيد و آنقدر ادامه دهيد تا طرحي موثر و مفيد بيابيد. وقتي طرحي به شكست منتهي ميشود بدانيد كه شكست موقتي به معني ناكامي دائمي نيست. (انسان تا زماني كه خود را شكست خورده نپندارد، شكست خورده نيست)
وقتي خودت هم خندهات ميگيرد
تا به حال چندبار به آرزوهايتان فكر كرديد؟ عكسالعمل شما بعد از بيان آرزويتان چه بوده است؟ آيا براي شما هم پيش آمده از كسي بپرسيد آرزويش چيست و پس از گفتن آرزويش بخندد؟ اشتباه شما اينجاست كه خودتان را باور نداريد و از بزرگ فكر كردن ميترسيد يا حتي با خود فكر ميكنيد كه غيرممكن است. اگر تخيل و اراده با يكديگر بجنگند، همواره تخيل پيروز ميشود. طبيعي است كه براي نخستينبار كه تصوير ذهني ميسازيد، اراده آن را نميپذيرد اما وقتي تصوير ذهني به اندازه كافي تكرار شد، هر اندازه هم كه براي اراده ما غيرممكن باشد، تخيل چارهاي جز پذيرفتن و عملي كردن آن ندارد.
موانع را شوت كن
آدمهاي زيادي هستند كه در سمينارهاي موفقيت شركت كردهاند و كتابها و نشريات موفقيت را دنبال ميكنند. آنها با به كار گرفتن آن اصول تا مدتي توانستهاند موفق باشند و به موفقيتهايي هم دست پيدا كنند، اما بعد از مدتي با بروز يك شكست يا مانع همه چيزهايي كه ياد گرفتهاند را به دست فراموشي ميسپارند و حتي مخالف سرسخت مثبتانديشي ميشوند. تصور كنيد در يك محله پررفتوآمد يك فستفودي كوچك راه مياندازيد با اين ذهنيت كه چون محله شلوغي را انتخاب كرديد حتما كارتان ميگيرد و پس از گذشت يك ماه به نتيجه مطلوب نميرسيد و با ناباوري ميمانيد كه چه كنيد؟ با چند نفر از دوستانتان مشورت ميكنيد و در آخر به اين نتيجه ميرسيد كه همه آرزوها و سرمايه خود را رها كنيد و به شغل ديگري دست بزنيد، ولي با خود فكر نميكنيد كه شايد افراد آن محله غذاي خانگي دوست دارند؟ اگر فستفود گزينه خوبي نيست پس غذاي خانگي را امتحان كنيد! راه را تغيير دهيد و اجازه ندهيد كه اين مانع شما را دلسرد كند. گرچه موانع ما ممكن است گرد نباشد اما فكر كنيد كه همه موانع مانند يك توپ گرد است و با يك ضربه ميتوانيد از سر راهتان كنار بزنيد.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 18:24  توسط یوسف نقی زاده
|
24 نکته برای بالا بردن اعتماد به نفس
خیلی از این راهکارها فقط به طور موقتی اعتمادبهنفس شما را بالا میبرند اما باز هم باعث میشوند کارهایی انجام دهید که قبلاً حتی فکرش را هم نمیکردید و با انجام آنها اعتمادی عمیقتر نسبت به خودتان در وجودتان ایجاد میکنید.
چه چیزی درمورد خودتان هست که دوست دارید بهتر شود؟
بااینکه ممکن است علاقه نداشته باشیم در ملاء عام این مسئله را بپذیریم اما خیلی از ما دوست داریم اعتماد به نفسمان پیشرفت کند.
خوشبختانه نکات و راهکارهای عملی زیادی برای آن وجود دارد که اینجا به 24 مورد آن اشاره میکنیم.
سعی نکنید همه این 24 نکته را به طور همزمان به کار ببندید. هر بار چند مورد را انجام دهید تا ببینید کدامیک برای شما موثرتر است.
بعضی از آنها نیاز به تمرین بیشتر دارند. و به خاطر داشته باشید که همیشه انتخاب با خودتان است. این خودتان هستید که تصمیم میگیرید اعتمادبهنفستان رشد کند یا پایین بیاید.
خیلی از این راهکارها فقط به طور موقتی اعتمادبهنفس شما را بالا میبرند اما باز هم باعث میشوند کارهایی انجام دهید که قبلاً حتی فکرش را هم نمیکردید و با انجام آنها اعتمادی عمیقتر نسبت به خودتان در وجودتان ایجاد میکنید.

1. از خودتان بپرسید: بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟
ترسیدن از اتفاقاتی که ممکن است بیفتد خیلی راحت است. وقتی واقعاً از خودتان بپرسید بدترین چیزی که ممکن است رخ دهد چیست، تصویری روشن از موقعیت پیدا میکنید، کمی از ترستان از بین میرود و میفهمید که نتایج احتمالی آن به آن اندازه که اول تصور میکردید ترسناک نیستند. با اینکار عواقب احتمالی را برای خودتان تعریف میکنید و همچنین متوجه میشوید که هر اتفاقی که بیفتد میتوانید آن را مدیریت کرده و از آن سربلند بیرون بیایید.
2. موسیقی نشاط بخش گوش دهید.
قبل از اینکه شب در مهمانی شرکت کنید، یا قبل از یک امتحان یا جلسه مهم، قبل از هر چیزی که ممکن است اعتمادبهنفستان را کمی سست کند، میتوانید از موسیقی بعنوان انگیزه برای تقویت روحیه استفاده کنید.
۳.یک چیز جدید امتحان کنید.
وقتی پا را از منطقه آرامشتان بیرون میگذارید و چیزی را امتحان میکنید که قبلاً نکرده بودید، نه تنها خودتان را وارد یک چالش میکنید بلکه محدودههای خود و اعتمادتان به تواناییهای خود را گسترش میدهید. با امتحان کردن یک چیز تازه میتوانید از ترسهایتان کم کنید و زندگی با موانع و محدودیتهای کمتر داشته باشید.
4. برای انجام یک کار جدید نقشه بکشید و بعد آن را دنبال کنید.
این یکی از مهمترین و موثرترین راههای ایجاد اعتمادبهنفس دائم است. وقتی تصمیم میگیرید کاری انجام دهید و از آن عقب نمیکشید و آن را پیش میبرید، خودتان به خودتان ثابت میکنید و اینجاست که اعتمادبهنفستان بالا میرود.
5. از مدیتیشن استفاده کنید.
مدیتیشن راهی عالی برای از بین بردن افکار منفی و دست یافتن به افکار مثبت است.
6. ورزش کنید.
این مورد اثری عمیق بر اعتمادبهنفس دارد. ورزش منظم و همیشگی سطح انرژی شما را بالا میبرد و موادشیمیایی مختلفی تولید میکند—مثل تستوسترون و اندورفین—که حالت مثبتتری به شما میدهد. به نظر میرسد ورزش به طور اتوماتیکوار اعتمادبهنفس افراد را بالا میبرد و رویکرد شما را نسبت به زندگی تغییر میدهد. علاوه بر آن فرم و شکل بهتری به اندام شما میدهد که راهی عالی برای بالا بردن اعتمادبهنفس است.
7. با یک ترس روبهرو شوید.
این مورد اصلاً آسان نیست. اما پاداش خیلی خوبی به همراه دارد. اگر با یک ترس روبهرو شوید، اعتمادبهنفستان 10 قدم بالاتر میرود. و هربار که با یک ترس روبهرو میشوید آرام آرام متوجه میشوید که ضرب المثل قدیمی "از هیچ چیز به اندازه ترس نباید ترسید" فقط یک کلیشه توخالی است.
8. چیزی نو خلق کنید.
همه انسانها خلاق هستند. اما پس کودکی و نوجوانی این مسئله گاهی فراموش میشود. کشف دوباره خلاقیتهایتان راهی عالی برای بالا بردن اعتمادبهنفستان است. خلق یک چیز جدید راهی عالی است اما همیشه هم آسان نیست. اما وقتی کارتان تمام شد نه تنها احساسی عالی نسبت به خودتان پیدا میکنید، بلکه بعضی اوقات قسمتهای جدیدی از خودتان که قبلاً میشناختید را دوباره کشف میکنید. خلاق بودن راهی عالی برای شناختن خودتان و تواناییهای پنهانتان است.
9. تا زمانیکه اعتمادبهنفس پیدا نکردهاید وانمود کنید که دارید.
یک راه برای بیرون آمدن از محدودیتهایی که برای خودتان درست کردید این است که یک قدم بیرون از منطقه آرامشتان بگذارید. ممکن است غیرعملی به نظر برسد. انگار فقط به خودتان دروغ میگویید اما موضوع همین است. این راهکار کاملاً عملی است. اگر احساس اعتماد نمیکنید، حداقل تظاهر کنید و طوری رفتار کنید که انگار به خودتان و تواناییهایتان کاملاً مطمئنید و بنابر آن رفتار کنید. خیلی زود میبینید که احساس اعتمادبهنفس میکنید، اعتمادبهنفس واقعی.
10. از محیطتان استفاده کنید.
یک راه موثر برای تغییر خودتان این است که محیطتان را برحسب آن کسی که دوست دارید باشید تغییر دهید. اگر میخواهید اعتمادبهنفس بیشتری داشته باشید، زندگینامههای افراد بااعتمادبهنفس را مطالعه کنید، موسیقی که گوش میدهید را از موسیقیهای افسردهکننده به انرژیبخش تغییر دهید و سعی کنید با کسانی رفتوآمد کنید که اعتمادبهنفس بالایی دارند.
11. از قوه تخیلتان استفاده کنید.
ذهن شما ابزاری بسیار قدرتمند است. وقتی یاد بگیرید چطور از تخیلتان به طریقی مثبت استفاده کنید، میتوانید با کمک آن اعتمادبهنفستان را بالا ببرید. یک راه برای آن تجسمسازی است.
تصور کنید که جلسهای مهم پیش رو دارید. پیش خود تجسم کنید که چقدر همه چیز خوب پیش میرود—همه چیز را بشنوید و ببینید—و چقدر حس خوبی در آن جلسه دارید. خودتان را در حال لبخند زدن تجسم کنید که اوقات خوشی را میگذرانید. نتیجه مثبت و عالی جلسه را در ذهنتان مجسم کنید. بعد تجسم کنید که جلسه با نتیجه دلخواه شما به پایان رسیده است. این روش واقعاً موثر است و قبل از پا نهادن به جلسه روحیهای عالی به شما میدهد.
اگر برای اینکه خودتان را بااعتمادبهنفس تجسم کنید مشکل دارید، میتوانید کس دیگری را تقلید کنید. یک فرد بااعتمادبهنفس کنار خودتان پیدا کنید—مثلاً یک ورزشکار، هنرپیشه یا حتی یک از آشنایان—و از او تقلید کنید. ببینید چطور راه میرود، حرف میزند و حرکت میکند. بعد رفتارهای او را در تجسمسازیتان تقلید کنید.
12. از بدنتان استفاده کنید.
اگر پایتان را مدام عصبی تکان دهید، کمکم احساس اضطراب و نگرانی خواهید کرد. اگر ارامتر راه بروید، کمکم ریلکستر خواهید شد. برای اینکه اعتمادبهنفس بیشتری احساس کنید، از بدنتان استفاده کنید. به طریقی مطمئنتر راه بروید، بنشینید و بلند شوید. اگر نمیدانید چه باید بکنید از نکته بالا کمک بگیرید. از افراد دوروبرتان که اعتمادبهنفس خوبی دارند تقلید کنید.
13. ذهنتان را از خاطرات مثبت پُر کنید.
این یک عادت شایع است که قبل از اینکه بخواهید کار مهمی انجام دهید، شکستهای قبلی و تجربیات بد سابق همه ذهنتان را پر میکنند. این عادت را از بین ببرید و سعی کنید برای یک تا دو دقیقه هم که شده همیشه ذهنتان را از خاطرات مثبت، دستاوردهای مهم و تجربیات خوبتان پر کنید. ما معمولاً این کارهای مثبت را فراموش میکنیم و روی خاطرات بد و منفی تمرکز میکنیم. اما همه چیز به خودتان بستگی دارد. و محصول انتخابتان عاملی است که سطح اعتمادبهنفستان را تعیین میکند.
14. به آینده فکر کنید.
یک راه عالی برای پیش رو قرار دادن همه چیز و تعیین اینکه اتفاقات روز چطور بر اعتمادبهنفس شما تاثیر بگذارد این است که نگاهی به آینده بیندازید. از خودتان بپرسید: آیا این مسئله در 5 سال آینده مسئله مهمی خواهد بود و یاد من خواهد ماند؟ این باعث میشود فقط درگیر اتفاقی که افتاده است نشوید. و معمولاً هم پاسخ به این سوال منفی است. با استفاده از این سوال، کنار آمدن با مشکلات روزمره آسانتر خواهد شد و میفهمید که بیشتر اتفاقات اتفاقاتی آنقدر کوچک هستند که نجای نگرانی ندارند.
15. درک کنید که گذشته مساوی حال نیست.
هر اتفاقی که سال پیش، ماه پیش یا حتی دیروز افتاده به معنی فردا، ماه آینده یا سال آینده نیست. شما آیندهتان را در زمان حال میسازید و میتوانید با خودتان تصمیم بگیرید که چقدر اجازه دهید اتفاقات گذشته بر آینده شما تاثیر بگذارند.
حتی اگر طی 10 سال گذشته اعتمادبهنفس خیلی پایینی داشتهاید، به این معنی نیست که قرار است همانطور بمانید. میتوانید تصمیم بگیرید که زندگی و آیندهتن را تغییر دهید. میتوانید افکار و خاطرات مربوط به گذشته را دور بریزید و به چیزهای جدیدی فکر کنید.
16. با خودتان مهربان باشید.
ممکن است با خودتان بدرفتاری کنید. درک کنید که هیچ نیازی به این کار نیست. حتی اگر تا امروز هم اینطور رفتار میکردهاید دیگر وقتش رسیده است که دست از آن بردارید. درعوض با خودتان مهربان باشید. هیچ اشکالی ندارد. بدرفتاری با خودتان هیچ دلیلی ندارد مگراینکه بخواهید خودتان را ناراحت کنید و دشمنانتان را شاد.
یک بخش مهم است مهربان بودن با خودتان این است که نقاط قوتتان را میفهمید و آنها را رشد میدهید. این کار نه تنها به بهتر شدن مهارتهایتان کمک میکند بلکه اعتمادبهنفستان را هم بالا میبرد. یک بخش کوچکتر اما مهم دیگر این است که تحسینهای دیگران را بپذیرید. تشکر کردن برای تحسین و تمجید دیگران هیچ اشکالی ندارد. و بعد از هر تحسین حس خوبی به خودتان پیدا کنید.
17. یاد بگیرید که ذهنتان چطور کار میکند.
آدمها با هم فرق دارند اما مسئله مهمتر این است که نحوه کارکرد ذهن آنها شباهتهای زیادی با هم دارد. چیزی که برای بقیه خوب عمل کرده ممکن است برای شما هم موثر باشد. وقتی با عملکرد ذهنتان بیشتر آشنا شوید میفهمید که در موقعیتهای مختلف چه واکنشی خواهد داشت. وقتی خودتان را بهتر بشناسید اعتمادبهنفستان بالاتر خواهد رفت.
18. مهارتهای اجتماعیتان را تقویت کنید.
روابط یکی از مهمترین قسمتهای زندگی ماست و تقویت مهارتهای اجتماعی یکی از مهمترین چیزهایی است که هر فردی باید یاد بگیرد. بهتر کردن نتایجی که در این زمینه میگیرید و به دست آوردن اطمینان بیشتر به مهارتهای اجتماعیتان اعتمادبهنفستان را به طور کلی بالا خواهد برد.
19. به جای اینکه به درون توجه کنید، به بیرون توجه کنید.
وقتی با دیگران رابطه برقرار میکنید و گاهیاوقات وقتی تنها هستید، بد نیست که توجه ذهنتان را به بیرون دهید تا به درون. مشکل توجه به درون این است که در بسیاری از موقعیتها باعث میشود به ظاهرتان، اینکه چه گفتهاید و دیگران چه گفتهاند فکر کنید. تمرکز به بیرون درکنار اینکه به بالا بردن اعتمادبهنفستان کمک میکند، راهی عالی برای تقویت مهارتهای مردمی و اجتماعیتان هم هست.
20. اطرافیانتان را از افراد مثبتاندیش انتخاب کنید.
افرادیکه با آنها نشست و برخاست میکنید میتوانند موجب شادی یا ناراحتی شما شوند. ازآنجا که ما زمان زیادی را با مردم سپری میکنیم، خیلی مهم است که کنار افراد مثبت—یا حداقل به طرزی منطقی خنثی-- باشیم. بودن یک یا دو نفر منفیباف میتواند تاثیر شگرفی بر شما بگذارد و روز به روز روحیهتان را خرابتر کند.
21. اطلاعات، تاثیرات و احساسات مثبت جذب کنید.
بیشتر اخبار و حوادث جامعه تصویری منفی از دنیا و خودتان به شما میدهد. اطلاعاتی که دوروبرتان است هم درست مثل افراد دوروبرتان میتوانند تاثیر شگرفی بر شما داشته باشند. خودتان انتخاب کنید که دوست داری چه ببینید، بشنوید و بخوانید. فقط چیزهایی را انتخاب کنید که برایتان فایدهبخش باشند.
22. مثبت بیندیشید.
اینکه سعی کنید دنیا و زندگیتان را از دریچهای مثبت نگاه کنید کمی سخت است و زمان میبرد. مخصوصاً اگر سالهای زیادی را با تفکر منفی زندگی کرده باشید.
23. خودتان را با خودتان مقایسه کنید، نه با دیگران.
این درد نالازم زیادی را از زندگیتان بیرون میکند. مسئله اینحاست که اگر از یک نفر بگذرید، کس دیگری را میبینید که از شما موفقتر باشد. و حس برنده بودن موقتیتان دوباره به احساس ترس و اضطراب تبدیل خواهد شد. پس سعی کنید فقط روی خودتان تمرکز کنید، نه آدمهای دور و برتان و مهم نباشد که دیگران تا چه اندازه موفق هستند. خودتان را با خودتان مقایسه کنید. پیشرفت کنید و رشد خودتان را بررسی کنید و خواهید دید که شادتر، موفقتر و بااعتمادبهنفستر زندگی خواهید کرد.
24. شکست را دوباره تعریف کنید.
اینکه چطور به شکست نگاه کنید تعیین میکند که قبل یا بعد از هر شکست چه اندازه اعتمادبهنفستان پایین بیاید. تعریفی از شکست که با آن بزرگ شدهایم ممکن است بهترین معنای آن نباشد. اگر به موفقترین آدمها نگاهی بیندازید خیلی زود متوجه میشوید که واکنش متفاوتی به شکست دارند که با واکنش آدمهای عادی فرق میکند.
آنها شکست یا طردشدگی را آنقدرها جدی نمیگیرند. آنها میدانند که اگر شکست بخورند آخر زندگی نیست. برعکس سعی میکنند وقتی به هر شکست نگاه میکنند قسمتهای خوب آن را ببینند: اینکه طور میتوانند از آن درس بگیرند تا برای دفعه بعدی بهتر شوند.
آنها میدانند که اگر اولین تلاش کاریشان با شکست مواجه شود برای مدتی احساس خیلی بدی دارد اما در طولانیمدت هیچ اشکالی متوجه آنها نیست. آنها از آن درس میگیرند و دوباره امتحان میکنند. اگر کسی آنها را طرد کند آیا دست برمیدارند؟ مطمئناً نه. آنها میدانند که هفته بعد یا هفته بعد از آن ممکن است کس دیگری را پیدا کنند که باز برای آنها جذاب باشد.
آنها میدانند که آدمهای خوب زیادی هستند. فرصتهای شغلی خوب زیادی وجود دارد. اما این را هم یاد گرفتهاند که برای موفق شدن در هر چیزی باید حداقل 5، 10 یا 20 مرتبه شکست بخورید.
شما روی مهارتهایتان کار کردهاید تا آنها را تقویت کنید. به شکست یا طردشدن بعنوان چیزی منفی که اگر اتفاق بیفتد زندگیتان تمام خواهد شد نگاه نکنید. شکست را دوباره در ذهنتان تعریف کنید و تاثیر احساسی منفی آن را کمتر کنید. به شکست بعنوان بازخورد روی نقطهای از شما که نیاز به تقویت شدن دارد نگاه کنید. به توصیهای که شکست برایتان دارد گوش دهید و مطمئن باشید که پیشرفت میکنید. و با تعریف کرن دوباره شکست برای خودتان دیگر سطح اعتمادبهنفستان هربار که شکست میخورید افت نمیکند.
+ نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 8:3  توسط یوسف نقی زاده
|
به دنبال خدا نگرد
خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد
خدا آنجاست
در جمع عزیزترینهایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آنجا نیست
او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست
زندگی چالشی بزرگ است
مخاطره ای عظیم
فرصت یکه و یکتای زندگی را
نباید صرف چیزهای کم بها کرد
چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما بگیرد
زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن بیرون می رویم
فقط یک چیزهایی اهمیت دارند
چیزهایی که وقت کوچ ما، از خانه بدن، با ما همراه باشند
همچون معرفت بر الله و به خود آیی
دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
و با بی پروایی از آن درگذریم
دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم
سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداوند است
و بهره خود را از دنیا فراموش نمی کنند
کسانی که از دنیا روی برمی گردانند
نگاهی تیره و یأس آلود دارند
آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند
خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید:
آیا "زندگی" را "زندگی کرده ای"؟!
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 13:7  توسط یوسف نقی زاده
|
امروز، همان فردای دیروز توست
پس، فردای امروزت را دریاب
آینده جایی است که اتفاقها خواهند افتاد. میشنوم که گریه میکنی، آینده جایی است که تو ممکن است موفق، شاد، پولدار، زیبا، مشهور، مشغول به کار، و غرق در بهترینها شوی. اینها نقشه یا رویا یا چیزهای دیگر هستند، اما دوباره باید بگویم که زمان حال جایی است که تو واقعاً در آن هستی و رویایی هم در كار نیست !

این لحظه، همان زمانی است که از ابتدای زندگی تا به حال منتظر آن بوده ای
این لحظه، همان زمانی است که بدون در نظر گرفتن هیچ چیزی باید قدر آن را بدانی. مشتاق بودن واقعاً شیرینترین چیزهاست. داشتن رویا مانند برلیان میدرخشد. قدر این لحظات را بدان و به هیچکس هم درباره آن حرفی نزن و اجازه نده که دیگران دربارهاش برایت اظهار عقیده کنند.
از زنده بودن خود لذت ببر و از اینکه قدرت و توانایی آرزو داشتن را داری، استفاده کن. نباید پا روی پا بیاندازی و نفسهای عمیق بکشی، خوب است که هراز گاهی به خودت سری بزنی و بیاندیشی. شاکر باشی که زنده هستی و به زندگیات نگاهی بیاندازی. نمیتوانیم همه شادیهای آینده را در آینده به دنبالش بگردیم.
از آرزو داشتن و مشتاق بودن، لذت ببر
یعنی که فکر کنی اگر پولدارتر بودم، جوانتر، سالمتر، عاشقتر، وابستگی کمتر، کار بهتر، فرزندان بهتر، ماشین بهتر، لاغرتر، بلندتر، موی بیشتر، دندانهای بهتر، لباسهای بهتر داشتم ... این لیست پایان ناپذیر است. اگر فقط این یا آن عوض میشد همه چیز کامل میشد. اینطور نیست؟ در جواب باید بگویم که متاسفانه اینطور نیست.
اینجوری جوابی نمیگیری. وقتی که این و آن هم عوض شوند، چیز دیگری پیش میآید. برای مثال، وقتی ناگهان خود را بهتر و بهتر ببینی، تازه آن موقع به دنبال مثلا پول بیشتر خواهی بود. آن موقع است که دوباره به دنبال چیزهای جدید دیگر برای خوشحال شدن خواهی بود. در این لحظه زندگی کردن به این معنا نیست که مسئولیتها و وظایف خود را کنار بگذاری، نه، اینطور نیست.
لاغرتر، بهتر، پولدارتر و بزرگتر شدن را فراموش کنید. قدردان آنچه که هم اكنون دارید و همین الان از آن بهره مند هستید باشید. کلید خوشبختی در اینجاست. به اینکه فقط به آنچه که هستید راضی باشید، همیشه کافی نیست. اما اینها به جای خود با آنچه واقعاً هستید شاد باشید، زیرا که حقیقت محض همان است.
من واقعی تو، همان من امروز توست
من آینده هنوز به دنیا نیامده و ممکن است به دنیا هم نیاید. پس جوهر امروز من واقعی، قابل لمس و استوار است. رویاها عالی هستند، اما واقعیت هم در نوع خود فوقالعاده است چون تحت هر شرایطی ملموس تر از رویاست.
سعی كنید به شكلی امروزتون رو ترسیم كنید، كه ادامه ی گامهای دیروزی باشه كه با آرزوها و خواست های آینده تون رنگ گرفته، رنگی كه هرگز نشانی از یكنواختی و سكون رو در خودش نخواهد داشت و از بین تمام رنگ های هستی، همواره خوشبختی و سعادت رو واضح تر و دلپذیرتر نمایان خواهد ساخت ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 12:51  توسط یوسف نقی زاده
|
8قانون براي اينكه تنهايي را با خوشحالي سپري كنيد
بي ترديددر اطرافتان با افرادي مواجه شدهايد كه بنا به دلايلي هنوزمجرد ماندهاند، يا هنوز فرد مورد علاقهشان را پيدانكردهاند و ياشرايط ازدواج برايشان فراهم نشده است.افرادي هم هستند كه همسرانشان رااز دست دادهاند و يا از آنها جداشدهاند و يا به افرادسالخوردهاي برميخوريم كه همسر خود را ازدست دادهاند وفرزندانشان سر خانه و زندگي خودشان رفتهاند و مجبورهستنددر تنهايي زندگي كنند. در هر صورت، تنهايي چيز خوشايندينيست اما اين بدان معنا نيست كه لحظات زندگي را از دست بدهيم وبا اندوه زندگي كنيم.

براي آنكه از تمام لحظات زندگيتان بهره ببريد و با تنهايي كنار بياييد، چند راهكارارائه ميدهيم:
1-تنهايي راقابل تحمل و خوشايند كنيد:
تنهايي موجب ترس ميشود. براي آنكه تنهايي را بهتر تحمل كنيد و يا حتي آنرا خوشايندكنيد، از آن يك دوست بسازيد. از لحظات تنهاييتان بهره ببريد، براي خودتان وقت بگذاريد، يك استعداد هنري را درخودتان پرورش دهيد، آشپزي كنيد، كتاب بخوانيد، يك فيلم خوب تماشاكنيد. خواهيد ديد كه ديگر از تنها ماندن در يك بعدازظهر روز تعطيل در زمستان دچار ترس نميشويد. به مرورزمان، اين عمل به يك تفريح وحتي بهتر از آن به يك نيازتبديل ميشود.
2-در محيط خانه احساس راحتي كنيد:
براي آنكه هراز گاهي از تنهاماندن در خانه نترسيد، لازم است كه در محيط خانه احساس خوبي داشته باشيد. آپارتمان شما هر چقدر هم كه كوچك باشد،بايد تصويري مثبت را به شما منعكس كند.
از محيط خانهتان كانوني گرم و كوچك بسازيد تا در آن به راحتي زندگي كنيد. از آنجاييكه احتمالا تنها زندگي ميكنيد،اين فرصت راداريد تا دكور خانه را بنا به ميل و سليقهتان تغيير دهيد. از رنگ ديوارها گرفته تا مبلمان پردهها و... هر چيزي كه دوست داريد راانتخاب كنيد و «محيط خانه» را به مكاني گرم و دلپذير و راحت تبديل كنيد.
3-اعتماد به نفس داشته باشيد:
افكارمنفي را كنار بگذاريد! چنانچه به هر دليلي مجرد و تنها ماندهايداين بدان معنانيست كه شما زشت، احمق و يا نچسب هستيد.
دوران حرفهاي قديمي و تكراري مثل دختر ترشيده ديگر به سرآمده. بهخودتان و تواناييهايتان اعتماد داشته باشيد. وقتي خودتان،خود را دست كم ميگيريد چطور ميتوانيد ازديگران انتظار داشته باشيد از شما خوششان بيايد. بايد ازارزش جسماني، ذهني و بهويژه عاطفي خود آگاه باشيد. يادبگيريد بهخاطر عشق و علاقهاي كه نزديكانتان نسبت به شمادارند شاكر و سپاسگزار باشيد. تصوير مثبتي از خودتان درذهن داشته باشيد، از خودتان مواظبت كنيد، به زيباييتان توجه كنيد و لبخند بزنيد و چنانچه متوجه شديد فردي ازشماخوشش آمده، متعجب نشويد، چراكه حقيقتا ارزش آن را داريد!
4-با دوستان واقوام معاشرت كنيد:
ازانزوا و گوشهگيري اجتنابكنيد. تلويزيون، dvd، اينترنت، حيواناتخانگي و... همگيخوب هستند اما نبايد به آنها اكتفا كنيد. انزواافسردگي ميآورد. براي آنكه در خودتان فرو نرويد، دوستيهايتان راحفظ كنيد،به دوستانتان پيشنهاد دهيد با يكديگر بيرون برويد، برايشام دعوتشان كنيد. با نااميدي منتظر آن نباشيد تا زنگ تلفن به صدا درآيد و فردي شما را دعوت كند، خودتان پيشقدم شويدو بادوستان و اقوام تماس بگيريد. به اين ترتيب، يك شبكهاجتماعي مهم كه كليد توازن روحي و عاطفي شما است را بهوجودميآوريد.
5-از لذتهاي زندگي بهره ببريد:
شماهم حق داريد خوشبخت باشيد! براي لذت بردن از زندگي اجباري نيست كه 2نفر باشيد. ميتوانبه تنهايي از زيبايي منظرهاي، لذت برد و نيازينيست كهبراي رفتن به سينما و يا خوردن غذايي خوشمزه 2نفر باشيد وبه بهانه اينكه تنها هستيد خود را از لذتهاي كوچك روزانهمحروم كنيد. از همه چيز گذشته، جنبههاي خوب زندگي فقطمختص زوجهانيست!
6-بهخودتان توجه كنيد:
بهخودتان فكر كنيد. اهداف تان چيست؟ چه آرزوهايي داريد؟ آيا مدتهاست درآرزوي آن هستيدكه دور دنيا سفر كنيد؟ بجنبيد! تنها كافي است يك نفرراراضي كنيد و آنهم خود شما هستيد. اين زمان فرصتي است كه با آگاهي از خواستههاي واقعيتان خودتان را بهتر بشناسيد. فكركنيد و روي خودتان تمركز كنيد. هيچچيز نبايد جلوي تصميمات مهم شمارا بگيرد، و مانع شود تا موقعيت شغلي و ياحتي مكان زندگيتان راتغيير دهيد. به اولويتهايتان بپردازيد. خلاصه آنكه، قبل از هر چيزديگري به فكر خوشحالكردن خودتان باشيد.
7-ديگر زيربار غموغصه نرويد:
بيترديدخودتان تصميم نگرفتهايدكه مجرد و تنها باشيد اما فايدهاي نداردكه بدخلقي را پيشگيريد و زمينوزمان را مقصر بدانيد. مرور مكررخاطرات دوراني كه متاهل بوديد و يا حسادت به زوجهاي عاشق دردي رادوا نميكند و سازنده نيست. درست است كه گفتن اين جملات آسانتر از عمل كردن به آن است اما نقش يك قرباني را بازي نكنيد. زندگي فرد مجرد مثل هر موقعيت ديگري در زندگي، شامل فراز و نشيبها ولحظات خوب و بد است و تنها هستيد ، اينبدان معنا نيست كه محكوم شدهايد تا بقيه روزهاي زندگيتانرا در تنهايي سپري كنيد. بدانيدكه هر فردي مسئول خوشبختي خود است، بنابراين ديگر در زندگي خود يك تماشاچي نباشيدبلكه همانند يك بازيگر عمل كنيد.
8-بر فشارهاي اجتماعي غلبه كنيد:
بالاخره كي عروسي ميكني؟تحمل نگاههاي دلسوزانه، سؤالات نابجا و ياانتقادهاي عجيب سر ميز غذا زماني كه افراد خانواده و يا فاميل دورهم جمع هستند، دشوار است و از اينكه مجبور هستيد مرتب خودتان راتبرئه كنيد، خسته شدهايد اما اين امر طبيعي است. نبايداحساس گناه كنيد! بهخودتان بگوييد شما تنها فردي نيستيدكه در اين وضعيت قرارداريد و درآخر، بهتر است كه تنها وبشاش باشيد تا اينكه ازدواج كرده باشيد اما خوشبخت نباشيد،اينطور نيست؟
+ نوشته شده در شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 16:23  توسط یوسف نقی زاده
|